تبليغاتX
مي نويسم پس هستم

me.JPG

 

خطهای کف دستم را زیر رو می کنم به دنبال نشانه هایی که می دانم هست و

 

 من قبل تر ها دایما فکر می کردم چکیده ی اینده ام اند و

 

حالا چقدر خنده دار است برایم رویای سالهای نه چندان دور ...

 

 دستهایم با دستهای تو تا گره می خورد من اسوده می شوم

 

که حتما خطها به هم گره می خورند و

 

 من تداوم تکامل تو و تو آرزوی بی قاب و نقاب زندگی ام می شوی....

 

 هرچه بیشتر گرمای تو در نفس هایم تنیده می شود من....من ....

 

خودت که می دانی من....

 

زیباترین واژه ها راحت به زبان این و آن جاری می شود.

 غریب است برایم سخنانشان! که چگونه اینقدر ساده...!

 شاید به دروغ می گویند. فریب می دهند!

 شاید هم خود فریب می خورند از خودشان، واژه ها را نمی فهمند!

آری! نمی فهمند، که اینقدر ساده می گویند "عاشق شده ام" ، "دوستش دارم!"

 و این عاشق شدنها و دوست داشتنهای زبانی،

کمرنگ می شوند،

از یاد می روند،

بر باد می روند!


سالی و ماهی و هفته ای دگر، دیگر همدیگر را نمی شناسند!

 تنها غمی می ماند و رد پای خاطره ای.

 و سوالی بی جواب مانند همیشه، که چرا و چگونه به پایان رسیدیم؟!

 دریغ از اینکه هرگز "ما" نبوده اند!

وقتی که تو آرام هستی و چیزی نمی گویی

 

میدانم چیزی دارد عذابت می دهد مثل یک حرف نگفته

 

تو لبخند می زنی و من باور می کنم

 

تمام چیزهایی را که پشت پرده ی لبخندت پنهان می کنی .

 

میدانم تنهایی داری بار سنگینی را به دوش می کشی

 

 کاش کمی گله و شکایت می کردی . کاش !

 

از روزی می ترسم که هی حرفها بر دلت بماند و بماند و بماند و آخر .

 

تجربه کن اما خم نشو .

 

بعضی وقتها برای کسب تجربه بهای زیادی باید بپردازی . نترس و جلو برو

 

امروز باز میعادی دوباره باید بست با جاده و زندگی .

 

آهان  ! بلند شو ! یالا ! چشمهایت را باز کن .

 

دستانت را به دست خدا بده و بلند شو !

 

بی دلی در همه احوال خدا با او بود

 

او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد!

خدایا ! مگذار دعا کنم که مرا از دشواری ها و خطرهای زندگی مصون داری ،

 بلکه دعا کنم تا در رویاروئی با آنها بی باک و شجاع باشم .

مگذار از تو بخواهم درد مرا تسکین دهی !

بلکه توان چیرگی بر آن را به من ببخشی... .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 تیر1385ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط شيوا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اگر کسی رو دوست داری ترکش کن.
اگر قسمت تو باشد باز میگردد,
اگر هم باز نگشت یعنی به تو تالق نداشته,
پس همان بهتر که رفت

نوشته های پیشین
مهر 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
پیوندها
بچه های کوچه پشتی
کوير
پرواز
گلي خانوم
یه داداشیه خندون
کلبه ی تنهایی
عاشق شدی بیا
پاییز طلایی
آنسوی واقعیت
سامان پرسپلیسی
دریای عشق
میلاد
جسد
دختری به نام ب
شبهای سفید
به عشق داریوش
شب گریه
شیدا
رقص عشق در پلوتون
سیاوش
کشکول
محمد نونوا
مرگ،تقسیم انسان میان آسمان و زمین
علی
شهاب و سارا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM