![]() |
![]() |
|
|
به نام شعله های آتش عشق شیرین و فرهاد : تا زمان زمان است ، تا خورشیدی میدرخشد ، تا وقتی که خون در رگهایم جریان دارد ، تا لبانم قادر است این کلمات را بیان کند ، تا قلبم در سینه ام میتپد : ............................... ---------------------------------------------------------------------------------------------------------- ای کاش عکس دو چشمان زیبایت را روی شیشه قلبم میدیدی و آنگونه جام بلورین دلم را پاره نمیکردی ای کاش عطش دستانم را میدیدی که تشنه ی جرعه ای از گرمای دستان تو بودم ای کاش لرزش اشک را در چشمانم میفهمیدی و مرا به جرم عاشق بودن مجازات نمیکردی ای کاش صدای تپش های پیاپی قلبم را با گوش دل میشنیدی تا بتوانی صدای سخن عشقم را درک کنی ای کاش هیچ وقت( یا همون به قول خودمون هیج وقد ) به من اینگونه نمی خندیدی تا اینگونه عاشق لبخند هایت شوم و ای کاش هیچ گاه عاشقت نمیشد تا اینگونه گل عشقم را پرپر کنی 0 ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------- معلم شیمی : عشق تنها اسیدی است که به قلب انسان وارد میشود معلم جغرافی : عشق تنها بازی است که از کوه های آلپ نمیگذرد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 10:21 قبل از ظهر توسط شيوا |
|
|
زندگی اجبار است مرگ انتظار عشق یک بار است فکر تو تکرار اگر رفتم تو یادم کن اگر مردم تو خاکم کن اگر ماندم در این دنیا به مهر خود تو شادم کن |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 8:40 بعد از ظهر توسط شيوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اگر کسی رو دوست داری ترکش کن.
اگر قسمت تو باشد باز میگردد, اگر هم باز نگشت یعنی به تو تالق نداشته, پس همان بهتر که رفت |
|
RSS
|