![]() |
![]() |
|
|
بگوو یا رب چه بد کردم چه بد گفتم
که نزدت خوشتن را......................................... هیچی.................... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 دی1385ساعت 7:42 بعد از ظهر توسط شيوا |
|
|
برایت بارها باید بگویم که در رگای من جاری شدی چون خون که از من ساختی بار دگر مجنون شاید از شکوه عشق خانمان سوز برایت بارها گتم : باید سر سجده فرود آورد شاید ز دست تو به تاریکی کوهستان غم باید سفر کرد به دنبال تو تا خورشید باید رفت به پیش پای تو شاید که چون یک مشت خاک بی بها گردم برای قلب تو شاید خدا گردم نمیدانم که در جای نگین تاج زرین کلاهت جای میگیرد یا در زیر پای تو من بی رحمانه میمیرم نمیدانم که بعد از سالهای سخت و دشوار که بعد از روزهای گرم و شیرین زمان مردنم آیا در آغوش تو جانم خدا گیرد ویا آرزو در نطفه من میمیرد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 21 دی1385ساعت 7:31 بعد از ظهر توسط شيوا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اگر کسی رو دوست داری ترکش کن.
اگر قسمت تو باشد باز میگردد, اگر هم باز نگشت یعنی به تو تالق نداشته, پس همان بهتر که رفت |
|
RSS
|